← بازگشت به مقالات

10 تا از زشت‌ترین ساختمان‌های ایران ؛ چرا ساخته شدن؟

فرگاه دیزاین 7 دقیقه مطالعه
10 تا از زشت‌ترین ساختمان‌های ایران ؛ چرا ساخته شدن؟

بحث زشتی و زیبایی در معماری تا حد زیادی سلیقه‌ای است، اما گاهی اوقات یک بنا آنقدر با اصول اولیه طراحی، همجواری با محیط و تناسبات بصری فاصله می‌گیرد که لقب «زشت» را از نگاه اکثر کارشناسان و مردم عادی به خود اختصاص می‌دهد.

در این مقاله از فرگاه دیزاین، قصد داریم سفری داشته باشیم به ۱۰ نمونه از بحث‌برانگیزترین و به‌قولی «زشت‌ترین» ساختمان‌های ایران. اما ماجرا فقط نام بردن نیست؛ هدف اصلی ما واکاوی این نکته است که چرا چنین بناهایی ساخته می‌شوند؟ چه عواملی دست به دست هم می‌دهند تا یک ساختمان به یک «زخم شهری» تبدیل شود؟

۱. برج در حال ساخت (اسکلت ناتمام) در منطقه ۲۲ تهران

شاید بتوان گفت زشت‌ترین ساختمان، ساختمانی است که هرگز تمام نمی‌شود. در گوشه و کنار شهرهای ایران، به ویژه در مناطق مرفه‌نشین شمال تهران و منطقه ۲۲، اسکلت‌های بتنی و فلزی سربرآورده‌اند که سال‌هاست به حال خود رها شده‌اند. این اسکلت‌ها که نمادی از توقف پروژه به دلایل اقتصادی یا اختلافات ملکی هستند، به مناظری زشت و آزاردهنده برای ساکنان تبدیل شده‌اند. فقدان نظارت کافی برای تعیین تکلیف این ساختمان‌های نیمه‌کاره، یکی از معضلات اصلی زیبایی‌شناسی شهری در ایران است.

۲. برج‌های دوقلوی تهران (میدان ونک)

زشت‌ترین ساختمون‌های ایران

این برج‌ها که در قلب میدان ونک قرار گرفته‌اند، سال‌هاست به نمادی از هرج‌ومرج بصری تبدیل شده‌اند. اگرچه خود بناها از نظر مهندسی سازه‌ای محکم هستند، اما نمای تیره و طراحی جعب‌های‌شکل آنها، هیچ سنخیتی با بافت اطراف و آسمان شهر ندارد. بسیاری از منتقدان معتقدند این برج‌ها نمونه‌ای کلاسیک از بی‌توجهی به خط آسمان شهر هستند .

۳. بازار بزرگ تهران (بخش‌های مدرن)

بازار تاریخی تهران یکی از شاهکارهای معماری ایرانی است، اما متأسفانه الحاقات مدرن و بی‌رویه در بخش‌های مختلف آن، به ویژه در ورودی‌های جدید، چهره‌ای ناهمگون به این اثر تاریخی داده‌اند. استفاده از نمای کامپوزیت و شیشه مدرن در کنار طاق‌های آجری تاریخی، نمونه‌ای از عدم توجه به هویت و بافت تاریخی در نوسازی‌هاست.

۴. مجتمع تجاری تیراژه ۲ (تهران)

این مجتمع تجاری نمونه‌ای بارز از معماری بی‌هویت و شلوغ است. استفاده بی‌رویه از تابلوهای تبلیغاتی، المان‌های بی‌ربط و فرمی که با هیچ یک از اصول معماری کلاسیک یا مدرن همخوانی ندارد، آن را به یک بنای شاخص اما نازیبا در غرب تهران تبدیل کرده است. اینجا جایی است که سلیقه شخصی مالک بدون در نظر گرفتن ضوابط شهری، بر طراحی غلبه کرده است.

۵. برج بین‌المللی تهران (منطقه ۲۲)

اگرچه بلندمرتبه‌سازی در منطقه ۲۲ به عنوان یک ضرورت مدرن مطرح بود، اما برج بین‌المللی تهران با نمای یکنواخت و خشن خود و عدم تناسب با مقیاس انسانی، یکی از نمونه‌های ناموفق این منطقه است. این بنا به خوبی نشان می‌دهد که چگونه تولید انبوه و بی‌روح مسکن می‌تواند به خلق فضاهای سرد و دل‌گیر منجر شود.

۶. مهمانشهرهای اطراف کلانشهرها (مثل مسکن مهر پردیس)

پروژه‌های عظیم مسکن مهر در شهرهای اقماری مانند پردیس، هرچند برای رفع مشکل مسکن طراحی شدند، اما از نظر معماری به فاجعه‌ای بصری تبدیل شده‌اند.  معماران و سازندگان با تکرار بی‌نهایت یک بلوک بی‌شخصیت و بی‌نمای مشخص و نادیده گرفتن زیبایی‌شناسی، روحیه ساکنان را تحت تأثیر قرار داده‌اند. این پروژه‌ها نتیجه مستقیم اولویت کمیت بر کیفیت و حذف نقش طراح به نفع مجری هستند.

۷. نمای ساختمان‌های دارای سنگ‌های تیشه‌ای و دکوراسیون‌های شلوغ (مشترک در سراسر ایران)

این یک ساختمان خاص نیست، بلکه یک سبک رایج است. در بسیاری از خیابان‌ها، ساختمان‌هایی را می‌بینیم که ترکیبی از انواع سنگ‌های تیشه‌ای زمخت، ستون‌های بی‌کاربرد رومی و نماهای رومی، پنجره‌های پی‌وی‌سی و تزئینات اضافی را یک‌جا جمع کرده‌اند. مهران هاشمی، طراح صنعتی، در این باره معتقد است: «از هر جای تهران که عکسی گرفته شود، ۹۹ درصد عکس‌ها زشت خواهد بود، زیرا هیچ‌کدام از ساختمان‌های کنار هم، متناسب با دیگری طراحی نشده است» .

۸. ساختمان‌های بلندمرتبه در بافت‌های قدیمی و کم‌ارتفاع

در محله‌هایی مانند جماران، تجریش یا حتی برخی مناطق مرکزی شهر، برج‌های سر به فلک کشیده‌ای سر برآورده‌اند که در همسایگی خانه‌های حیاط‌دار قدیمی یا ویلایی قرار گرفته‌اند. این برج‌ها نه تنها نور و دید همسایگان را می‌گیرند، بلکه مقیاس انسانی و تاریخی محله را به کلی نابود کرده‌اند. این محصول مستقیم فروش تراکم توسط شهرداری‌ها و عدم وجود طرح جامع شهری کارآمد است.

۹. ساختمان‌های اداری دولتی با نمای بتنی خام

 مهندسان و سازندگان در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، ساختمان‌های اداری متعددی را در ایران با اسکلت بتنی یا آجری خام ساختند و هیچ گونه پوشش یا طراحی نمای مناسبی برای آنها در نظر نگرفتند. این بناها که اغلب در مراکز شهرها قرار دارند، با ظاهر خشن و خاکستری خود، تأثیری منفی بر روحیه شهروندان و منظر شهری گذاشته‌اند. این پدیده ریشه در نگاه صرفاً مهندسی و نه معمارانه به ساختمان‌سازی دارد.

۱۰. ساختمان‌های دارای تزیینات “شب‌نما” و چراغ‌های رنگارنگ

در سال‌های اخیر، مد جدیدی برای نماهای ساختمانی به نام “شب‌نما” رواج یافته؛ دیوارهای سنگی با برش‌های خاص و چراغ‌های پُرمصرف و رنگارنگ. متأسفانه اجرای نادرست و طراحی بی‌ذوقه این نماها، آلودگی نوری و مناظری آشفته را در شب‌های شهر ایجاد کرده است. این نمونه‌ای از تقلید کورکورانه از مدهای معماری بدون درک فلسفه آن‌هاست.


چرا این ساختمان‌ها ساخته شدند؟

پس از مرور این نمونه‌ها، به این پرسش می‌رسیم که چرا این وضعیت در ایران رقم خورده است؟ بررسی‌ها و نظرات کارشناسان معماری و شهرسازی مانند ترانه یلدا و گریگوریان، دلایل زیر را نشان می‌دهد:

  •  فقدان طرح جامع شهری قوی و الزام‌آور: تا زمانی که یک طرح جامع مشخص برای شهرها وجود نداشته باشد که خط آسمان، جنس نما، ارتفاع و تناسبات را برای هر منطقه تعریف کند، هر کس هر طور که بخواهد می‌سازد. مسئولان طرح‌های تهیه شده مانند طرح دانشگاه آکسفورد برای تهران را یا اجرا نکرده‌اند یا به خاطر منفعت‌طلبی‌ها کنار گذاشته‌اند.
  •  اقتصاد نئولیبرال و فروش تراکم: شهرداری‌ها برای تأمین بودجه خود به فروش تراکم روی آورده‌اند. این یعنی به جای نگاه کارشناسی، هرکس پول بیشتری بدهد، می‌تواند یک طبقه یا چند متر بیشتر بسازد. نتیجه این سیاست، ساخت برج‌های ناهمگون در بافت‌های کم‌ارتفاع و نابودی تدریجی منظر شهری است.
  •  سلیقه‌ای عمل کردن و “خودخواهی معمارانه”: گریگوریان، پدر علم سازه ایران، در این باره می‌گوید: «معماری ما، معماری خودخواهانه است. هر کدام از معماران ما هر ساختمانی را بالا می‌برد و می‌خواهد اثر انگشت و امضای خود را پای کارش بگذارد».
  • کیفیت‌ گریزی به نفع کم‌فروشی: در سیستم مناقصات شهرداری، اغلب ارزان‌ترین طرح به جای باکیفیت‌ترین طرح برنده می‌شود. این امر باعث شده کم‌فروش‌ترین افراد، کم‌کیفیت‌ترین طرح‌ها را به شهرداری بفروشند .
  •  نبود نظارت کافی: حتی در مواردی که طرح و نقشه خوبی برای یک ساختمان ارائه می‌شود، در مرحله اجرا به دلیل عدم نظارت دقیق نماها تغییر می‌کنند، مصالح ارزان‌تر جایگزین می‌شوند و در نهایت محصولی کاملاً متفاوت و معمولاً زشت‌تر از آب در می‌آید.

نتیجه‌گیری

تا زمانی که نگاه به شهر را از یک کل منسجم به مجموعه‌ای از قطعات مجزا تغییر ندهیم، تا زمانی که شهرداری‌ها به جای فروش تراکم، به دنبال فروش ایده و کیفیت نروند، و تا زمانی که کارفرمایان به جای تقلید کورکورانه، معماری اصیل و هماهنگ با بافت را دنبال نکنند، سازندگان کماکان این ساختمان‌ها و نمونه‌های زشت‌تر از آن‌ها را در شهرهای ما خواهند ساخت.